مرضيه محمدزاده
1083
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
خاتم استادان بزرگ پيشين و در همان حال مبدأ تحول و تجدّدى بارآور و سودمند در سخن فارسى دانست . بهار سالها استاد دانشگاه تهران بود . ديوان اشعار بهار شامل قصايد ، غزليات ، قطعات ، رباعيات ، مثنويها و تصنيفات مىباشد كه در دو مجلّد به چاپ رسيده است . قصايد او با بهترين آثار اساتيد گذشتهى ادب فارسى برابرى مىكند . آخرين قصيدهاش « جغد جنگ » نام داشت كه در سال 1329 شمسى سرود و پس از آن در ارديبهشت ماه سال 1330 ه . ش . بدرود حيات گفت . « 1 » - * - در رثاء حسين ( ع ) : اى فلك آل على را از وطن آواره كردى * زان سپس در كربلاشان بردى و بيچاره كردى تاختى از وادى ايمَن « 2 » غزالان حرم را * پس اسير پنجهى گرگان آدمخواره كردى چشم پاك شيرمردان را نمودى پارهپاره * هم دل شير خدا را زين مصيبت پاره كردى گوشواره عرش رحمن « 3 » را بريدى سر ، پس آنگه * دخترانش را ز كين بىگوشوار و ياره « 4 » كردى جبههى « 5 » فرزند زهرا را ز سنگ كين شكستى * تو مگر اى آسمان ! دل را ز سنگ خاره كردى تا كنى خورشيد عصمت را به ابر كينه پنهان * دشت را ز اعداى دين پر ثابت و سيّاره كردى جورها كردى ز اوّل ، در حقّ پاكان و ليكن * در حقّ آل پيمبر جور را يكباره كردى كودكى ديدى صغير اندر ميان گاهواره * چون نكردى شرم و از كين قصد آن گهواره كردى چاره مىجستند در خاموشى آن طفل گريان * خود تو در يك لحظه از پيكان تيرش چاره كردى سوختى از آتش كين خانهى آل على را * وايستادى بر سر آن آتش و نظّاره كردى خانمان آل زهرا رفت بر باد از جفايت آوخ از بيداد و داد از جور و فرياد از جفايت * * * آسمانا جز به كين آل پيمبر نگشتى * تا نكشتى آل زهرا را از اين ره برنگشتى چون فكندى آتش كين در حريم آل ياسين * ز آه آتش بارشان چون شد كه خاكستر نگشتى ؟ چون بديدى مسلم اندر كوفه بىيار است و ياور * از چه رو ، او را در آن بىياورى ، ياور نگشتى ! چون دو طفل مسلم اندر كوفه گم كردند ره را * از چه آن گمگشتگان را جانبى رهبر نگشتى ؟ چون به زندان عبيد اللّه فتادند آن دو كودك * از چه رو غمخوار آن دو كودك مضطر نگشتى ؟ چون تن آن كودكان از تيغ حارث « 6 » گشت بىسر * از چه رو ، بىتن نگشتى ، از چه رو بىسر نگشتى ؟
--> ( 1 ) - زندگانى و آثار بهار ؛ مقدمه با تلخيص ، ص 8 - 18 . ( 2 ) - وادى ايمن : وادى مقدسى را گويند و آن بيابان و صحرايى است كه در آنجا نداى حق سبحانه تعالى به موسى ( ع ) رسيد . ( 3 ) - گوشواره عرش رحمن : منظور امام حسين ( ع ) است . ( 4 ) - ياره : دستبند ، طلا يا نقره . ( 5 ) - جبهه : پيشانى ، جمع آن جباره است . ( 6 ) - حارث : قاتل طفلان مسلم بن عقيل .